خواندنيها
مطالب ارزشمند
|
|
|
نوشته شده در تاريخ ۳ مرداد ۱۳۸۹ توسط بهروز سلوكي
| نظرات (0)
![]() ایرانیان هر گاه پُشتکار داشته اند شگفتی ها آفریده اند . « ارد بزرگ » هر که در سيرت و رفتار پيشينيان نظر کند ، متذکر مي شود تا چه اندازه از همت مردان واپس مانده است . « همدون قصار » صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي هيچ گاه با درماندگي روبرو نخواهد شد. « ناپلئون » آنان که مدام دل نگران ناتوانان هستند هیچ گاه نمی توانند ناتوانی را نجات بخشند ! با اشک ریختن ما ، آنها توانا نمی شوند باید توانا شد و آنگاه آستین همت بالا زد . « ارد بزرگ » کار ، بهترین تسکین دهنده ، افکار پریشان ، و غم است . « ارد بزرگ » آغاز هر كار مهمترين قسمت آن است . « افلاطون » براي پيشرفت سه چيز لازم است: اول پشتکار، دوم پشتکار، سوم پشتکار. « لرد آويبوري » در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید و اگر نیافتید همان در را بشکنید . « ارد بزرگ » داشتن پشتکار ، تفاوت ظريف بين شکست و کاميابي است. « سارنف » پشتکار گوهر مردان و زنان فرهمند است . « ارد بزرگ » مردانگي تنها به مرد بودن نيست ؛ به همت و گذشت است. « هگل » برگرفته از : http://englib.blogfa.com/post-173.aspx ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۳ مرداد ۱۳۸۹ توسط بهروز سلوكي
| نظرات (0)
تغییرات عمیق و سریع فرهنگی و اجتماعی زندگی مدرن، بسیاری از شهروندان ایرانی را در رویارویی با مسایل زندگی دچار مشکل کرده است . به طوری که اکثر آنها فاقد تواناییها و مهارتهای لازم در مواجهه با زندگی جدید بوده و بسیار آسیبپذیرند! آمار بالای خودکشی، افسردگی، طلاق، اعتیاد، اختلالات روانی، قتل و ... در کنار مهمترین عوامل مرگ و میر یعنی بیماریهای قلبی- عروقی، سوانح و حوادث، گویای این امر است که زندگی سالم به «زیستن دشوار» تبدیل شده است. پیچیدگی روابط و مناسبات انسانی، نفوذ و گسترش وسایل ارتباط جمعی، تنوع در مصارف زیستی و فرهنگی به همراه افزایش جمعیت و مطالبات آنان و مهمتر از همه تغییرات ایدهآلها و آرمانهای بشر امروزی، زیستن را از وضعیت همگون و ساده به وضعیتی ناهمگون و پیچیده تبدیل کرده است. این وضعیت اگر چه از سویی به تحولات پرشتاب و پیچیده ی جامعه ی مدرن ربط دارد ، اما از سویی دیگر و مهمتر از آن به ناکارآمدی نهادهای سنتی خانواده، نظام آموزشی و سایر نهادهای فرهنگی ما برمیگردد. نظام خانوادگی و آموزشی ما نتوانسته خود را با تحولات ارزشی، فرهنگی و تکنولوژیکی جامعه ی جدید وفق دهد. این امر ضمن این که از شکاف نسلها تأثیر پذیرفته بر عمق این شکاف نیز افزوده است. بخشی از نابسامانیهای خانوادگی و چالشهای تربیتی که در درون خانوادههای ایرانی در رابطه با فرزندانشان وجود دارد به ناآگاهی و نداشتن تجربه و مهارتهای زیستن در جامعه ی مدرن بر میگردد که خود بزرگسالان به آن دچار هستند! در حقیقت نسل جدید به دلیل فقر آگاهی و اطلاعات نسل پیشین نسبت به تحولات زندگی جدید دچار آسیب میشود. نهادهای فرهنگی و مدنی نیز به دلیل همین ضعف نمیتوانند کمبودها و کاستیهای نظام خانوادگی را جبران کنند. به عنوان مثال نظام آموزشی ما تنها مبتنی بر پرورش هوش ذهنی استوار است و به هوش اجتماعی و عاطفی توجهی ندارد. چه بسا نخبگان و تیزهوشانی که در رشته ی علمی خود سرآمدند اما در حل مسایل روزمره ی زندگی خود باز میمانند . مثلاً با یک شکست عاطفی در هم میریزند و احساس عجز میکنند یا در مطالبه ی حقوق اجتماعی خود ناتوانند. زندگی مدرن، متنوع وپیچیده است و به مهارتهایی فراتر از آن چه که خانواده و مدرسه به انسان میآموزد نیازمند است.مهارتهایی که فراتر از تامین بهداشت روانی و ایمن کردن فرد در برابر آسیبهای روانی- اجتماعی، به او بیاموزد که چگونه از زندگی لذت هم ببرد. این هدف و توانایی در زندگی پیچیده مدرن امروزی، هنری بس گرانبهاست . مهارتهای زندگی Life skills را میتوان در سه معنی یا شیوه ی زیستن تقسیم کرد: 1- مهارتهای مربوط به امرار معاش مانند این که چگونه فرد مشغول کار شود. در این مرحله با افزایش سطح دانش و معلومات شهروندان، آنها را برای کسب یک حرفه ی ویژه در جامعه آماده میسازیم. این توانایی نه تنها چرخه ی معیشت افراد را میچرخاند بلکه در تأمین سلامت روانی و اجتماعی آنان تأثیر مثبت میگذارد. به هر حال کار و تلاش نماد زنده بودن و زندگی است به قول ارد بزرگ :آنکه زندگی بدون رنج و تلاش را برمی گزیند پیشاپیش مرگ خویش را نیز جشن گرفته است . 2- مهارتهای مراقبت از خود مانند مصرفغذاهای سالم،ورزش و... این مهارتها به حفظ و نگهداری سلامت جسمانی افراد یاری میرساند. به خاطر بسپارید که این مهارتها کمارزش و بیاهمیت نیستند. سلامت روان و سلامت اجتماعی بر پایههای سلامتی جسمی استوار است. مصداق این سخن همان ضربالمثل معروف است که «عقل سالم در بدن سالم است». 3- مهارتهایی که برای پرداختن به موقعیتهای پرخطر زندگی، آموزش داده میشوند. مانند توانایی نه گفتن در مقابل فشار جمع جهت استفاده از مواد مخدر، توانایی مقابله با افسردگی در موقعیتهای دشوار زندگی، کنترل خشم و عصبانیت و ... در واقع مهمترین بخش از آموزش مهارتهای زندگی به این قسمت مربوط میشود و منظور ما دراین مقاله نیز اهمیت و ضرورت این بخش از مهارتهای زندگی است. با این توصیف مهارتهای زندگی، مهارتهایی هستند که برای افزایش تواناییهای روانی، اجتماعی افراد آموزش داده میشوند و فرد را قادر میسازند که به طور موثر با مقتضیات و کشمکشهای زندگی روبه رو شود، به عبارت دیگر هدف از آموزش مهارتهای زندگی، افزایش تواناییهای روانی- اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده به بهداشت و سلامت و ارتقای سطح سلامت روان افراد است. مهارتهای زندگی، دارای پنج حوزه اصلی است: 1- مقابله با هیجانها و استرسها 2- خودآگاهی همدلانه 3- ارتباطات اجتماعی و ارتباطات بین فردی 4- تفکر خلاق و تفکر نقادانه 5- تصمیمگیری و حل مساله و خلاصه اینکه به قول ارد بزرگ : ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد برگرفته از : http://www.centralclubs.com/topic-t69988.html
ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۳ مرداد ۱۳۸۹ توسط بهروز سلوكي
| نظرات (0)
بیوگرافی و زندگی نامه ارد بزرگ
زهرا کاتب : آزادي باجي به مردم نيست ! چرا که مال و داشته آنهاست » اين سخن از آن مرديست که براي بسياری از جوانان نسل امروز الگو بوده و سخنانش حامل بغضها و درد های آنهاست . اُرُد بزرگ اندیشمند، متفکر، نظریهپرداز و نقاش ایرانی است. ارد بزرگ در شهر مشهد به دنیا آمده است. اما اصلیتش از شهرستان شیروان در شمال خراسان است. مادر ارد بزرگ از ایل بزرگ قشقایی بوده است. ارد بزرگ در کتاب «آرمان نامه» مو به مو پرسش ها ، مشکلات و مصيبتهاي نسل امروز را پاسخ مي گويد . از ريش سفيداني مي گويد که همانند « سقفي بر خانه نسل امروز » هستند و اينکه « زنجيره نسلهايند »و وظایف بسیاری بر دوش دارند . و از آزادي که نهايت آرزوي بشر است مي گويد : «رهايي و آزادي ، برآيند پرستش خرد است و دانايي » از آزاديخواهان تجليل مي کند و مي گويد :« پرهای خون آلود برآزندگان نقش زیبای آزادی آیندگان است » آزادي و پرستش میهن را راهی برای پيشرفت ما مي داند و مي گويد :« میهن پرستی و آزادیخواهی کلید درمان بسیاری از ناراستی هاست » و هشدار می دهد که :« آنگاه که آزادی فدای میهن پرستی می شود و وارون بر این میهن پرستی فدای چیزهای دیگر ، کشور رو به پلشدی می گرایید و درد » ارد بزرگ شجاعانه یک به یک عقایدش را می شکافد و نکته به نکته با مخاطب در میان می گذارد و در مورد میهن اینچنین می گوید :« میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است » او کار را در همین جا رها نمی کند و ختم کلامش بسیار محکم است و می گوید :« آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد » آزادیخواهی و میهن پرستی دو رکن و ستون اندیشه او محسوب می شود اینچنین فکری بر سراسر کتاب آرمان نامه سایه افکنده است . به خود بر می گردم به گذشته می نگرم به راهی که آمده ایم و آینده که چگونه مسیری خواهد بود و به آرمانهای ملت خویش ، آرمانهایی که برای غرب بسیار سنگین است و از هم اکنون با جعل اسامی ایرانی و ساختن فیلمهای 300 و اسکندر مقدونی و مواضع ضد ایرانی هویت تاریخی و فرهنگی ما را هدف قرار داده اند . دشمنی آنان بیش از آنکه با نظام حاکمیتی ایران باشد دشمنی با هویت ملی و تاریخی ماست . آنها همواره از خروشیدن و برآمدن دوباره این ملت ترس و واهمه داشته اند . ارد بزرگ مستقیما به ما همان سو را نشان می دهد همان جایی که باعث سربلندی کشور ما در طول تاریخ بوده است . او از آرمان خواهی می گوید :« به جای خود کم بینی و آرمان گریزی ، پای در راه نهیم که این تنها درمانگر دردهای زندگی ست » و از شرایط امروز و فاصله تا هدف می گوید :« میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم اندازه نیروی کنونی ماست » و نهیب می زند :« کمر راه هم در برابر آرمان خواهی برآزندگان خواهد شکست » او می داند جوان و دودمان آهنین ایرانی می تواند و در نهاد خود چنین قدرتی دارد که می گوید :« مردمان توانمند در میان جشن و بزم نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند و برای رسیدن به آن در حال پیکارند » آزادی و عشق به میهن را نهایت این راه می داند و آرمانی والا . آرمانی که نباید گم شود ، آرمانی که وظیفه همه است و می گوید :« مهم نیست تا چه میزان رشد کرده ایم ، مهم این است که از آرمان هایمان دور نشده باشیم » ارد بزرگ تجلی تاریخی پر شکوه است در فرگرد سرآمدان کتاب آرمان نامه می گوید :« کورش نماد فرمانروایان نیک اندیش است و نام او می ماند ، چرا که از راستی و کمک به آدمیان روی برنگرداند » اندیشه او همراز داستانهای شاهنامه است و خرد برایش شرط اول است همان خردی که در فرگرد آرمان به آن اشاره می کند و می گوید :« آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند » او فردوسی را راوی یک داستان ساده نمی داند و شاهنامه را بسیار فراتر از حماسه ایی ادبی می داند و می گوید :« ایرانیان نیک نامی و پاکی تبار گذشتگان خویش را در شاهنانه فردوسی می بینند و در هر دودمانی که باشند برآن راه خواهند بود » براستی کدام یک از روشنفکران این سرزمین تا این حد حساب خود را با تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین روشن کرده اند بسیاری از آنها یا دچار تجدد شدند و یا گرفتار سحر کلام و آنچه پنهان ماند مظاهر بسیار روشن و آشکار ملت سرافراز ایران بود . تنها نام انسان غیر ایرانی آرمان نامه نام مهاتما گاندیست :« بارزترین و گرامی ترین گرایش گاندی ، میهن پرستی او بود » در عرصه سیاست جهانی هزاران نام برای گفتن وجود دارد اما ارد از گاندی سخن می گوید و کنش اجتماعی و سیاسی او را یادآور می شود . آرمانی که توانست کشور هفتاد و دو ملت را از دست استعمار پیر نجات بخشد . ارد بزرگ اهل فریاد و جدل نیست او می گوید :« پرداختن به ریشه ها ، کار ریش سفیدان و اهل دانش است » و براستی او یک شکافنده و اندیشمند است کسی که بدنبال خرد است و نه بلواهای سیاسی و ... او به تاریخ گره خورده است و خود چه جالب می گوید :« آدمها میوه های درختانی هستند که ریشه ای از دیرینه دارند » در طی سالهای گذشته کمترین گفتگو و صحبتی از او با رسانه ها دیده و یا شنیده ایم . شاید اصلا او به رسانه ها آنگونه که عده ایی برایش سینه چاک می دهند نمی نگرد و می گوید :« رسانه تنها می تواند پژواک ندای مردم باشد نه اینکه به مردم بگوید شما چه بگویید که خوشایند ما باشد » پژواک مردم برای او بسیار مهمتر از آنچه وجود دارد می باشد . و این همان آزادی است که ارد بزرگ از آن یادها کرده است . آنگاه که توده مردم به شکل های مختلف حرفهای خودشان را بزنند موجب گسترش و رشد آگاهی های یکدیگر در هر زمینه ایی می گردند . پس باید ندای مردم را شنید و مسیر را برای کاستن دردها و مشکلات فراهم نمود . برای این بزرگمرد ایرانی آرزوی طول عمر و سعادت بیشتر می کنیم . منابع به ترتیبی که در متن بود : * فرگرد آزادی - فرمان نخست * فرگرد ریش سفید - فرمان هشتم * فرگرد ریش سفید - فرمان ششم * فرگرد آزادی - فرمان دوم * فرگرد برآزندگان - فرمان سیزدهم * فرگرد میهن - فرمان سیزدهم * فرگرد میهن - فرمان دوازدهم * فرگرد برآزندگان - قرمان هفدهم * فرگرد میهن - فرمان نهم * فرگرد آرمان - فرمان دهم * فرگرد آرمان - فرمان شانزدهم * فرگرد آرمان - فرمان هفدهم * فرگرد آرمان - فرمان دوم * فرگرد آرمان - فرمان ششم * فرگرد سرآمدان - فرمان دوم * فرگرد آرمان - فرمان هیجدهم * فرگرد سرآمدان - فرمان نخست * فرگرد سرآمدان - فرمان چهارم * فرگرد ریشه ها - فرمان دوم * فرگرد ریشه ها - فرمان پنجم * فرگرد رسانه - فرمان دوم برگرفته از : http://www.takbarg.ir/ARTICLE2914.html#
ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۳ مرداد ۱۳۸۹ توسط بهروز سلوكي
| نظرات (0)
نادر شاه افشار از ايل افشار بود او از مشهورترين پادشاهان ايران بعد از اسلام است ، ابتدا نادر قلي يا ندرقلي ناميده مي شد موقعي كه افغانها و روس ها و عثماني ها از اطراف بايران دست انداخته بودند و مملكت در نهايت هرج و مرج بود يكعده سوار با خود همراه كرد و به طهماسب صفوي كه كين پدر برخواسته بود همراه شد فتنه هاي داخلي را خواباند افغانها را هم بيرون ريخت ، شاه طهماسب صفوي از شهرت و اعتبار نادر در بين مردم دچار رشك و حسادت گشت و براي نشان دادن قدرت خود با لشكري بزرگ به سوي عثماني تاخت و در آن جنگ هزاران سرباز ايراني را در جنگ چالدران بدليل عدم توانايي به كشتن داد و خود از ميدان جنگ گريخت نادر با سپاهي اندك و خسته از كارزار از مشرق به سوي مغرب ايران تاخت و تا قلب كشور عثماني پيش رفت و سرزمينهاي بسياري را به خاك ايران افزود و از آنجا به قفقاز تحت اشغال روس ها رفت كه با كمال تعجب ديد روسها خود پيش از روبرو شدن با او پا به فرار گذاشته اند در مسير بر گشت در سال 1148 در دشت مغان در مجلس ريش سفيدان ايران از فرماندهي ارتش استعفا نمود و دليلش اعمال پس پرده خاندان صفوي بود . و خود عازم مشهد شد در نزديكي زنجان سواراني نزدش آمدند و خبر آوردند كه مجلس به لياقت شما ايمان دارد و در اين شراط بهتر است نادر همچنان ارتش دار ايران باقي بماند و كمر بند پادشاهي را بر كمرش بستند . او سه بار به هند اخطار نمود كه افسران اشرف افغان را كه حدودا 800 نفر بودند و در قتل عام مردم ايران نقش داشتند را به ايران تحويل دهد كه در پي عدم تحويل آنها سپاه ايران از رود سند گذشتند و هندوستان را تسخير نمود ند 800 متجاوز افغان را در بازار دهلي به دار زدند و بازگشتند و نادر شاه حكومت محمد گوركاني را به او بخشيد و گفت ما متجاوز نيستيم اما از حق مردم خويش نيز نخواهيم گذشت محمد گوركاني بخاطر اين همه جوانمردي نادر از او خواست هديه اي از او بخواهد و نادر قبول نكرد و در پي اسرار او گفت جوانان ايران به كتاب نيازمندند سالها حضور اجنبي تاريخ مكتوب ما را منهدم نموده است محمد گوركاني متعجب شد او علاوه بر كتابها جواهرات بسياري به نادر هديه نمود كه بسياري از آن جواهرات اكنون پشتوانه پول ملي ايرا ن در بانك مركزي است . 12 سال سطنت نمود و در سال 1160 بوسيله عده اي خائن كشته شد . نكته قابل ذكر آنست كه او از 15 سالگي تا 25 سالگي بهمراه مادرش در بردگي ازبكان گرفتار بود و با مرگ مادرش از اردوگاه ازبكان گريخت و پس از آن با جوانان آزاديخواهي همپيمان شد . نادر شاه افشار در حال حاضر يكي از دو پادشاه محبوب گذشتگان ايران است نام او و كورش هخامنشي دل ايرانيان را گرم و به شوق مي آورد . انديشمند ميهن پرست كشورمان(( ارد بزرگ )) در مورد نادر شاه افشار مي گويد : او توانست از خراب آبادي كه دشمنان برايمان ساخته بودند كشوري باشكوه بسازد نام او هميشه براي ايرانيان آشنا و دوست داشتني خواهد بود . ![]() در اينجا گزيده اي از سخنان نادر شاه افشار پادشاه ايران زمين را تقديم مي كنم : نادر شاه افشار : ميدان جنگ مي تواند ميدان دوستي نيز باشد اگر نيروهاي دو طرف ميدان به حقوق خويش اكتفا كنند . نادر شاه افشار : سكوت شمشيري بوده است كه من هميشه از آن بهره جسته ام . نادر شاه افشار : تمام وجودم را براي سرفرازي ميهن بخشيدم به اين اميد كه افتخاري ابدي براي كشورم كسب كنم . نادر شاه افشار : بايد راهي جست در تاريكي شبهاي عصيان زده سرزمينم هميشه به دنبال نوري بودم نوري براي رهايي سرزمينم از چنگال اجنبيان ، چه بلاي دهشتناكي است كه ببيني همه جان و مال و ناموست در اختيار اجنبي قرار گرفته و دستانت بسته است نمي تواني كاري كني اما همه وجودت براي رهايي در تكاپوست تو مي تواني اين تنها نيروي است كه از اعماق و جودت فرياد مي زند تو مي تواني جراحت ها را التيام بخشي و اينگونه بود كه پا بر ركاب اسب نهادم به اميد سرفرازي ملتي بزرگ . نادر شاه افشار : از دشمن بزرگ نبايد ترسيد اما بايد از صوفي منشي جوانان واهمه داشت . جواني كه از آرمانهاي بزرگ فاصله گرفت نه تنها كمك جامعه نيست بلكه باري به دوش هموطنانش است. نادر شاه افشار : اگر جانبازي جوانان ايران نباشد نيروي دهها نادر هم به جاي نخواهد رسيد . نادر شاه افشار : خردمندان و دانشمندان سرزمينم ، آزادي اراضي كشور با سپاه من و تربيت نسلهاي آينده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهي بخشد ديگر نيازي به شمشير نادرها نخواهد بود . نادر شاه افشار : وقتي پا در ركاب اسب مي نهي بر بال تاريخ سوار شده اي شمشير و عمل تو ماندگار مي شود چون هزاران فرزند به دنيا نيامده اين سرزمين آزادي اشان را از بازوان و انديشه ما مي خواهند . پس با عمل خود مي آموزانيم كه پدرانشان نسبت به آينده آنان بي تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادي اشان را به هيچ قيمت و بهايي نفروشند . نادر شاه افشار : هر سربازي كه بر زمين مي افتد و روح اش به آسمان پر مي كشد نادر مي ميرد و به گور سياه مي رود نادر به آسمان نمي رود نادر آسمان را براي سربازانش مي خواهد و خود بدبختي و سياهي را ، او همه اين فشارها را براي ظهور ايران بزرگ به جان مي خرد پيشرفت و اقتدار ايران تنها عاملي است كه فرياد حمله را از گلوي غمگينم بدر مي آورد و مرا بي مهابا به قلب سپاه دشمن مي راند ... نادر شاه افشار : شاهنامه فردوسي خردمند ، راهنماي من در طول زندگي بوده است . نادر شاه افشار : فتح هند افتخاري نبود براي من دستگيري متجاوزين و سرسپردگاني مهم بود كه بيست سال كشورم را ويران ساخته و جنايت و غارت را در حد كمال بر مردم سرزمينم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطين اروپا را به بردگي مي گرفتم . كه آنهم از جوانمردي و خوي ايراني من بدور بود . نادر شاه افشار : كمربند سلطنت ، نشان نوكري براي سرزمينم است نادرها بسيار آمده اند و باز خواهند آمد اما ايران و ايراني بايد هميشه در بزرگي و سروري باشد اين آرزوي همه عمرم بوده است . نادر شاه افشار : هنگامي كه برخواستم از ايران ويرانه اي ساخته بودند و از مردم كشورم بردگاني زبون ، سپاه من نشان بزرگي و رشادت ايرانيان در طول تاريخ بوده است سپاهي كه تنها به دنبال حفظ كشور و امنيت آن است . نادر شاه افشار : لحظه پيروزي براي من از آن جهت شيرين است كه پيران ، زنان و كودكان كشورم را در آرامش و شادان ببينم . نادر شاه افشار : براي اراضي كشورم هيچ وقت گفتگو نمي كنم بلكه آن را با قدرت فرزندان كشورم به دست مي آورم . نادر شاه افشار : گاهي سكوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهاي خودش نيز به عقب مي نشاند . نادر شاه افشار :كيست كه نداند مردان بزرگ از درون كاخهاي فرو ريخته به قصد انتقام بيرون مي آيند انتقام از خراب كننده و نداي از درونم مي گفت برخيز ايران تو را فراخوانده است و برخواستم . برگرفته از : http://www.centralclubs.com/topic-t70050.html
ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۳ مرداد ۱۳۸۹ توسط بهروز سلوكي
| نظرات (0)
خلاصه زندگی نامه : - ارد بزرگ اندیشمند و متفکر ایرانی ست که در حال حاضر در شهر مشهد زندگی می کند . - در سراسر نوشته های ارد بزرگ حس میهن پرستی و توجه ویژه به انسانیت و اخلاق دیده می شود. Great Orod World Foundation - "بنیاد جهانی ارد بزرگ" در دوم آوريل 2010 بنيان نهاده شد اين بنياد داراي 7 نفر در هيئت رييسه خود مي باشد که همه آنها از زبده ترين کارشناسان انديشه ها و نظريات ارد بزرگ هستند رييس هيئت رييسه خانم ياسمين آتشي است . ياسمين آتشي در پنجاهمين سال زندگي خود مسئوليتي جهاني را بر عهده گرفته است او از داستان نويسان مشهور ايران و کارشناس ارشد تاريخ مي باشد . دبير بنياد شکوهه عمراني از شخصيت هاي اجتماعي و مشهور کشور سوئيس مي باشد او حامي موسسات انسان دوستانه و همچنين حمايت از سالمندان است شکوهه عمراني نامزد گروه هشت سوييس در انتخابات پارلماني دوره گذشته اين کشور بود و از همکاران فرهنگي سازمان ملل متحد در ژنو مي باشد . - اندیشه های ارد بزرگ در کتاب سرخ به همت پژوهشگاه بنیاد جهانی ارد بزرگ گردآوری شده است کتاب سرخ نسخه کاملتر کتاب آرمان نامه ارد بزرگ است که قبلا به کوشش آقای امیر همدانی جمع آوری شده بود .گفتنی است کتاب آرمان نامه تنها بیست روز پس از انتشار 30 هزار خواننده داشته است که از این نظر رکورد دار کتابخوانی در ایران است . - تا کنون در دهها کتاب به اشکال گوناگون به طرح نظریات و افکار او پرداخته اند . - ارد بزرگ دو نظریه مشهور دارد به نام های قاره کهن و کهکشان بزرگ اندیشه . - نظریه قاره کهن او به صراحت از تبانی شرق و غرب برای بلعیدن حوزه فرهنگی مرکز جهان یاد کردهاست نظریه او مبتنی بر سخن فردوسی است که میگوید سلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت مینمودند برای تصاحب این سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن (نامیست که ارد بزرگ بر این قاره نهادهاست) را میکشند. و او میگوید قاره کهن امروز توسط آسیا و اروپا بلعیده شدهاست. در نظریه قاره کهن ارد بزرگ قارههای آسیا و اروپا متجاوزین به حریم قاره کهن معرفی شدهاند. قاره کهن از کوهستان پامیر و کشمیر آغاز و تا مدیترانه ادامه مییابند و ۲۰ کشور در داخل آن قرار میگیرند . کشورهای قزاقستان ، ازبکستان ، تاجیکستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، افغانستان ، شمال غربی هندوستان ( سرزمین کشمیر ) ، پاکستان ، ایران ، عراق ، ترکیه ، سوریه ، لبنان ، قبرس ، جنوبی ترین بخش روسیه در میانه استراخان در شمال دریای خزر تا جنوب اکراین ، آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان در قاره کهن جای می گیرند . برای مطالعه متن کامل نظریه قاره کهن اینجا کلیک کنید . - نظریه کهکشان اندیشه
او رشد ترجمه دادهها را باعث تشدید جریان حاضر میداند و در نهایت معتقد است رستاخیز و انقلابی در صحنه اندیشه در حال شکل گیری است. و در آخر بر این اصل پای میفشارد که ایرانیان بخاطر پیشینه سترگ و بزرگشان و همچنین خلاقیت و نو آوری در صحنه اندیشه میتوانند پاشاهان آینده این کهکشان باشند. - دارای هواخواهان بسیار در رده های مختلف کشورهای آسیای میانه است . - مردم افغانستان بخصوص تاجیکها و فارسی زبانان ، ارد بزرگ و اندیشه هایش را بسیار دوست دارند و از دوستی او و احمد شاه مسعود می گویند . - استاد فرزانه شیدا (پژوهشگر و شاعر ایرانی مقیم شهر اسلو در نروژ) در کتابی یازده جلدی بنام "بعد سوم آرمان نامه" اندیشه های ارد بزرگ در کتاب آرمان نامه را شرح و تفسیر نموده است. این کتاب نفیس شامل صدها صفحه در تفسیر و تشریح اندیشه ها و آموزه های ارد بزرگ است . استاد فرزانه شیدا در ابتدای جلد یازدهم کتاب بعد سوم آرمان نامه می نویسد : درطی بررسی وتفسیر فرگردهای آرمان نامه فیلسوف بزرگ وارزشمند ایرانی ارد بزرگ همواره در این فکر بوده ام که اندیشه های ناب ومعنوی این بزرگمرد تاریخ که جهانی را بخود مشغول داشته است چقدر می تواند برای هر انسانی ارزشمند و در راه زندگی او سودمند باشد و همواره در جملات عمیق اندیشمند انه ی او دریافته ام که عمق نگاه او در ژرفای واقعیت زندگی بمانند این بوده که به مرکز اصلی و نقطه ی عطف زندگی و هستی رسیده باشی تا توان آنرا داشته باشی با چنین عمقی دنیا را نظاره کرده و تمامی نیازمندیهای زندگی را در هر مرحله و هر موقعیتی در این گذر عمر , معنا کنی و به تفسیری زیبا در جملاتی تبدیل کنی که هر یک همچون دّر درخشانی نور دهنده ی زندگی آدمی باشد نگاه و دیدگاه ارد بزرگ سرشار از واقعیت های فردی / شخصیتی از دیدگاهی اجتماعی - فرهنگی با شناختی در حد اعلای انسان شناسی و مردم شناسی ست بگونه ای که ,بسیار تجربه ها می بایست سازنده چنین افکار پرمایه وبا ارزشی باشند که اندیشه های دیگر را نیز چون آینه ای صافی بخشیده و جلا دهنده ی روح انسانی باشد. - یاسمین آتشی نویسنده سرشناس داستانهای کوتاه تا کنون در صدها داستان خود از جملات ارد بزرگ بهره گرفته و می گوید : در مورد اندیشه ها و افکار ارد بزرگ مطالعات فراوانی داشته ام و به شخصه فکر می کنم ایشان بزرگترین متفکر حال حاضر ایران هستند . شکوهه عمرانی (نامزد تشکل لیست هشت کشور سوییس در انتخابات پارلمانی پیشین آن کشور و از چهرهای سرشناس سوییس ، و همکار فرهنگی سازمان ملل متحد ، که کتاب آرمان نامه ارد بزرگ را به زبان فرانسه برگردانیده است ) در مقابل مقر اروپایی سازمان ملل متحد ( ژنو )
Chokouh DAGHIGH - Christian ZAUGG شکوهه عمرانی (دقیق ) دبیر و عضو هیئت رییسه بنیاد جهانی ارد بزرگ در حال اهدای ترجمه کتاب آرمان نامه ارد بزرگ به کریستیان زوگ رهبر حزب دآل کشور سوییس و عضو ارشد شورای شهر ژنو
- شکوهه عمرانی شخصیت متنفذ کشور سوئیس حامی موسسات خیریه و سالمندان ، مترجم کتاب آرمان نامه ارد بزرگ به زبان فرانسه ، در جستجوی مروارید سخن که تفاسیر کوتاه بر سخنان ارد بزرگ است ، کتاب جادوی سخن که تلفیقی از سخنان ارد بزرگ و اشعار ایشان است ، همچنین مجموعه ایی سه جلدی سخنان بزرگان 1 2 3 به زبانهای فرانسوی و فارسی که از سخنان ارد بزرگ و دیگر بزرگان جهان تشکیل شده است . - ادیب و پژوهشگر کشورمان مسعود اسپنتمان در چهل مقاله تحقیقی و موشکافانه آرمانها و افکار ارد بزرگ را مورد بررسی قرار داده است . او می گوید : اُرُد بزرگ از آن دسته اندیشمندان است که ریشه های بالندگی میهنی خویش را به درستی میشناسد. سپس دل شما را نشانه گرفته و درست به همانجا میزند. اُرُد شما را با آنچه از آن برآمده اید آشنا میسازد، روانتان را با خاک میهن می آمیزد و در برآیندی با آسمان آن، عشق به ایران را در هستی تان روان میسازد. اُرُد یگانه است؛ این گفته را باور دارم، به سادگی، چون اُرُد، دومی ندارد. او راهی را برگزیده که آمیخته با اسطوره ها از زمان و زمین فراتر میرود؛ و در این بی زمانی و بی زمینی، تردستی هایی میکند که شعبده نیست. زندگی نامه و بیوگرافی ارد بزرگ : ارد بزرگ در شهر مشهد بدنیا آمد پدر او محمد تقی و پدر بزرگش بابا شرکاء ( از بزرگان و ریش سفیدان شهر شیروان در خراسان شمالی ) بوده است . مادرش فاطمه جاهد طبسی است او فرزند یکی از خوانین ایل قشقایی شیراز است که پس از درگیریهای مشروطیت مدتی به شهر طبس می رود و فامیل خویش را به جاهد طبسی تغییر می دهد و در نهایت عازم مشهد می شود . شاید یکی از بیشترین انگیزهای فعالیت های اجتماعی او را عمویش محمد حسین شرکا ( از ریش سفیدان برجسته پیش از انقلاب در شهرستان شیروان ) بوجود آورده باشد . مسلما باید هر انسان برجسته ایی را استادی شاخص باشد . آنگونه که ارد بزرگ می گوید استاد محمد ابراهیم حمیدی (از دانشمندان و فرهیختگان معاصر) در بالندگی او نقشی بی مانند داشته است . شهرت ارد بزرگ از دو بعد قابل طرح است نخست به خاطر نظریه قاره کهن اوست ، و دیگر سخنان و پندهای حکیمانه اش است که تقریبا در اکثر سایت های فارسی زبان دیده می شود . اندیشه های او وجوه مختلفی دارند که قوی ترین وجه آن توجه ویژه اش به اخلاقیات و پاک زیستی انسان است . توجه ویژه ارد به اخلاقیات باعث نمی شود رازهای زندگی مدرن امروز را در نظر نگیرد ، فرآیند و بازده اندیشه خردگرایانه او موجب پیراستن ناراستی هاست . حوزه فلسفه اجتماعی اش ریشه در سنت ایران باستان دارد می توان او را میهن پرست ترین اندیشمند صد ساله اخیر ایران دانست جایی که می گوید : ستایش گران میهن ، زنان و مردان آزاده اند . در دیگر کشورهای فارسی زبان (افغانستان و تاجیکستان) اندیشه های ارد بزرگ خواستاران بسیار دارد . این مسئله به جوانان و محیط های دانشگاهی ختم نمی شود گاهی در بین سیاستمداران و افراد نام آشنای کشورهای آنها هم می توان کسانی را دید که به جهات مختلف به او دل بسته اند بمانند این مطلب که از سایت تک برگ برداشت نموده ام : خاطره ای از احمد شاه مسعود و ارد بزرگ : این خاطره حکایت از روابط نزدیک این دو تن دارد که در طی سالهای تنهایی احمد شاه مسعود و ظهور و قدرت دو چندان طالبان ، که کابل ، هرات و مزار در اختیار طالبان و نیروهای متجاوز پاکستان بود . هر روز دهها بار مناطق اندک باقی مانده بمباران می شدند و در آن هنگامه ، که افکار عمومی می پنداشت شیر تنگه پنجشیر ( مسعود ) به زانو در خواهد آمد، و اندک نیروی مردم افغانستان هم قربانی سیاستهای آمریکایی دولت پاکستان و عربهای متجاوز امارات واقع شود .ارد بزرگ ، احمد شاه مسعود را مورد حمایت خویش قرار می دهد و چنانچه در آن خاطره می خوانیم احمد شاه به شدت تحت تاثیر روح بزرگ او قرار می گیرد. در این خاطره زیبا می خوانیم ارد بزرگ هدیه ای برای احمد شاه مسعود می فرستد .آن هدیه در واقع یکی از آثار هنرمندانه اوست. تابلویی فوق العاده زیبا ، با تمی شگفت انگیز ...در آنجا شیر سنگی است که پایش زخم برداشته و آهوی ظریف و کوچک ، گونه خویش را بر زخم گذاشته تا خون بیرون نزند ... این تشبیه و استعاره زیبا گویای درک عمیق ارد بزرگ از شرایط نه چندان مناسب احمد شاه مسعود را داشت . و در ادامه آن خاطره می خوانیم وقتی احمد شاه آن اثر را از پیک ارد بزرگ ، در طی مجلسی دریافت می کند شدیدا منقلب و دگرگون می شود و چهره آرام و متین او به هم می ریزد او در آن جا از خواب شب قبل خود به نزدیکانش سخن می گوید بله خوابی که از ارد بزرگ ، یک اسطوره می سازد و برای قوم افغان آشنایی دیرین می شود ... احمد شاه می گوید "خواب می دیدم پایم در نبرد زخمی شده و در آن هنگامه تنهایی مردی با لهجه ایرانی می گفت احمد شاه ناراحت نباش ، تو فرزند ایرانی !! . و در ادامه می گوید آن مرد بزرگ بسرعت پایم را می بست تا جراحتم التیام یابد" این خاطره زیبا از جهات گوناگون قابل ارز یابیست نگاه عمیق و مسئولیت شناس یک هنرمند را نشان می دهد.او خود می اندیشد ، احساس مسئولیت می کند و بدون آن که منتظر این و آن باشد دست به عمل می زند شاید امروز این خاطره با همان آدمهای اندکی که از آن خبر داشتند هیچ گاه گفته نمی شد و این راز همچون راز مرگ احمد شاه در دل تاریخ مدفون می شد ، اما! اما ارد مسئولیت خویش را پیش وجدان و آرمانهای خویش به انجام رسانیده است.او به هنر ایرانی به عنوان ابزاری می پردازد که می تواند قسمتی از خلقت انسانی که نیروی ست آسمانی ، را برای رهایی و کمال بشر بکار گیرد آثار او مادی نیستند و با نگاه مادی هم غیر قابل تفسیراند ، بقول دکتر مهرانفر برای شناخت ارد لازم است تائو ، فردوسی بزرگ و خیام فیلسوف را بشناسیم او از تائو لطافت و گذرایی و از فردوسی بزرگ هدف و آرمان مقدس و از خیام فیلسوف جهان فانی و بی ارزش را آموخته است. احمد شاه مسعود به گفته یارانش در سفرها و منزلش در کنار قرآن دیوان حضرت حافظ را هرگز از خود جدای نمی کرد و ارادت خواصی به حافظ گرانمایه داشت . آری داستان ارد داستان مردیست که عاشقانه سرزمین اجدادیش را ، فرزندان و تاریخش را دوست دارد اما این عشق موجب ستایشگری دائم و بی نتیجه گذشته نشده است . درسها و سخنان حکیمانه او این روزها از همه جا شنیده می شود صد ها هزار سایت و صدها نشریه روزانه کلام دلنشین او را تکرار می کنند و نسلی را با خود همراه نموده اند . تصور این بود که جوانان ایران با اندیشمندان خویش قهر نموده اند اما امروز به خوبی شاهد موجی هستیم که همراه با اندیشمند معاصر آنهاست . ایرانیان هیچ وقت روشن اندیشان خویش را رها ننموده اند آنان بدنبال ندای حقیقی انسانهای آزاده اند . و او می گوید : رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . و این ندا را امروز در گلوی خسته و غمگین ارد یافته اند اشک ها و غمگنانه های او نوای دل انگیز هزاران هزار مشتاق رشد و آرمانخواهی ایرانیان گشته است آن گاه که می گوید : یاد اشک و شیفتگی ، آویزه خاموش دلهاست . نگاهی تاریخی به ریشه خانواده ارد بزرگ : ترکهای شمال خراسان و ایل قشقایی هر دو بخشی از باقیمانده دودمان سلجوقیان و پارتهای خراسان هستند . چنانچه می دانیم هزار سال قبل سلجوقیان ایل بزرگی در ناحیه آمودریا و فرارود بودند (ناحیه ای که همکنون کشورهای تاجیکستان ، جنوب شرقی ازبکستان ، شرق ترکمنستان و قسمت شمالی افغانستان است ) سلجوقیان مسعود جانشین محمود غزنوی را از سلطنت به زیر کشیدند و رفته رفته گستره ایران را تا مدیترانه پیش بردند سلجوقیان گسترده ترین حکومت ایرانی را پس از اسلام بر سراسر منطقه گسترانیدن بازماندگان آنان در نواحی از مناطق شمال خراسان و منطقه بختیاری ایران ساکن شدند . بله خواجه نظام الملک توسی صدر اعظم دولت سلجوقی در سایه قدرتی که از علم و اندیشه های فردوسی بدست آورده بود ، توانست از خرابه غزنویان ، نظام اداری و اجتماعی درخشانی همچون تاسیس مدارس نظامیه و بفرمان ملک شاه سلجوقی که عاشق فرهنگ نیاکان و فردوسی بود تقویم خورشیدی ( جلالی ، شمسی ) را با کمک خیام و گروهی دیگر از نخبگان سرزمینمان ایران در مقابل هجری قمری تازیان ایجاد نمود . مهمترین رکن اداره کشور در این دوره در اختیار مجلس ریش سفیدان بود آنان امرا و پادشاهان دودمان سلجوقی را بر می گزیدند و از قدرتی نظارتی و گاها تنبیهی برخوردار بودند ( شبیه سلسله اشکانیان )آنان معتقد به اصل فکر برتر بودند شاهنامه فردوسی و صدها اثر تاریخی دیگر را احیا کردند آنان حاکمیت تازیان (اعراب) را بطور کلی در خاورمیانه محدود به منطقه شبه جزیره عربستان نمودند نکته جالب در مورد گسترش حاکمیت این قوم بزرگ وجود داشت و آن مطلب این است که آنها هیچ گاه به شهرهای بین راه وارد نمی شدند تنها سفیری را به داخل شهر مربوطه می فرستادند و اولین خواستشان آن بود که دیگر خطبه ای به نام خلیفه بغداد خوانده نشود و رسما حکومت سلجوقی را بپذیرند .ذکر این حوادث تاریخی باعث می شود بهتر با اندیشمندی آشنا شویم که بر پیرامون خود دارای شناخت و ریشه است بقول حکیم فردوسی: اندیشمند و متفکر ایرانی که نظریات شگفت انگیز او موجب جلب و گرایش بسیاری از علاقمندان به علوم انسانی و بعضا علوم سیاسی شده است . ارد بزرگ به نوعی معمار است ، او از آینده ایی سخن می گوید که می تواند ایران را به جایگاه اصلی خود باز گرداند . شاید مهمترین نظریه او یعنی قاره کهن خود به تنهایی بتواند بیشترین تغییرات را در سطح روابط خارجی ایران و 19 کشور اطراف آن بوجود آورد . او به صراحت از تبانی شرق و غرب برای بلعیدن حوزه فرهنگی مرکز جهان ( که ایران در قلب آنست) یاد کرده است نظریه او مبتنی بر سخن فردوسی است که می گوید سلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت می نمودند برای تصاحب سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن (نامیست که ارد بزرگ بر منطقه ای از کشمیر تا مدیترانه نهاده است ) را می کشند . و او می گوید قاره کهن امروز توسط آسیا و اروپا بلعیده شده است . و چین با شروع بح
نوشته شده در تاريخ ۳ مرداد ۱۳۸۹ توسط بهروز سلوكي
| نظرات (0)
او رشد ترجمه دادهها را باعث تشدید جریان حاضر میداند و در نهایت معتقد است رستاخیز و انقلابی در صحنه اندیشه در حال شکل گیری است. و در آخر بر این اصل پای میفشارد که ایرانیان بخاطر پیشینه سترگ و بزرگشان و همچنین خلاقیت و نو آوری در صحنه اندیشه میتوانند پاشاهان آینده این کهکشان باشند. متن کامل نظریه کهکشان بزرگ اندیشه را در اینجا بخوانید . ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۲۴ تير ۱۳۸۹ توسط بهروز سلوكي
| نظرات (0)
در بدترین شرایطی که پاکستان به کشور ما تحمیل کرده بود احمد ولی مسعود در تماس تلفونی که در آن زمان با احمد شاه مسعود داشت؛ گفت که همه دوستان میخواهند که شما هم برای مدتی وطن را ترک کنید . مگر او در جواب چنین گفته بود :«...آیا این انصاف هست که زمانی به کابل بودیم ، بالایمردم حکومت کردیم . مردم ما را قبول داشت . و ما تعهد سپردیم بخاطر دفاع از مردم ، بخاطر دفاع از استقلال ، به خاطردفاع از افغانستان . حال که مردم در مشکل قرار دارند ، آیا آنها را ترک بگوییم ؟ آیا واقعاً این انصاف است؟ من فکر نمی کنم که این انصاف باشد . من تا آخرین قطره خون درین کشور می ایستم . مقاومت میکنم . خدا خواسته باشد ، مطمین هم هستم و امید وار که افغانستان روزی آزاد می شود .» ![]()
ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۲۴ تير ۱۳۸۹ توسط بهروز سلوكي
| نظرات (0)
مسعود هم رفت. آن چشمهای عمیق و درخشان و مهربان، آن پیشانی مواج و نگران، آن لبخندهای امیدبخش، آن گامهای استوار، آن دستان گشاده و مصمم، آن گفتار دلنشین و دوستداشتنی، آن اندیشههای ژرف، و آن آرزوها و امیدهای بلند. چه سخت است گفتن و نوشتن در باره مسعود؛ در باره آن صخره سخت و تناور و پابرجا، در باره آن جویبار زلال و نغمهخوان، در باره آن گل خوشبوی رنگین، در باره آن آسمان پهناور آبی. ای مسعود! تو امیدی کوچک نبودی. تو امید یک ملت بودی. ملتی رنجکشیده، درد کشیده، ملتی تنها در این جهان بزرگ، فراموش شده در کنار مام میهن. آواره، بیمار، ناتوان. ای مسعود! به من بگو چگونه میتوانم به آن پسرک کوچکی که از کار سنگین و پر مشقت و تحقیرآمیز روزانه به نزد مادرِ تنها و خواهر بیمارش باز میگردد و میگوید: "یک روز مسعود میاد و مارو با خودش به گلبهار میبره، به خونمون میبره"؛ بگویم که مسعود رفته است، مسعود دیگر نیست. چگونه به آن پسرک بگویم که تو تنها امید خود در این جهان بزرگ، در این جهان لبریز از ثروت و لبریز از قدرت را از دست دادهای؟ چگونه بگویم که امید تو قربانی تعصب و قربانی جهل «سیاهپوشان» شده است؟ ای مسعود! افغانستان، سرزمین مقدس آریانا، برخواهد خاست، بر خواهد دمید، شکوفان خواهد شد؛ از میان دانههای نیرومندی که تو بر زمینش افشاندی. همه کوههای هندوکش بر تو خواهند بالید؛ بر تو شیری که دامنههای پر غرورش را از هجوم بیگانگان دور داشتی و آنجا را به آهنگ هیچ سرزمینی ترک نکردی. همه کوههای سر به فلک کشیده و همه درههای ایرانزمین، ایران بزرگ، بر دره پنجشیر غبطه خواهند خورد که گوهر پیکر خفته ترا در آغوش دارد. کوههای پنجشیر به خود میبالند که تو از دامانشان برخاستی. مادران کابلستان همچو تهمینه کابلی به خود میبالند که پرورنده رستمی دیگر بودهاند. ای مسعود! رود پنجشیر، نغمه خوش کوهساران خراسان باستان را به کنار آرامگاه تنهای تو، به کنار آن درخت بیدی که گفته بودی «یادگار نیاکانت» بوده، میرساند. باد بدخشان هر بامداد بوی خوش گلهای صحرایی و نغمه پرندگان پامیر، بام ایران، را برای تو به ارمغان خواهد آورد؛ پرندگانی خوشخوان و پرندگانی با سرودهایی غمانگیز. مسعود! من میدانم که بلندیهای البرز باستانی و کوهساران هُکر، به بلندای قامت و آرمانهای تو غبطه خواهند خورد. به ایستادگی و عزم تو همه کوهستانها همه قلههای سرکش غبطه خواهند خورد. تو آزادی میهن را نخواهی دید؛ همانگونه که کاوه آهنگر و آرش کمانگیر ندیدند. ای وطن! کجاست آن شاهین بلند پرواز اَپورسِن؟ کجاست آن سیمرغ یاریرسان ایران؟ کجاست آن شیر درههای مغموم و فراموش شده؟ کجاست آن آهوی تیز روِ ستیغهای سربلند هندوکش؟ کجاست آن بادِ آورندة نغمهها و سرودها؟ کجاست ای وطن؟ کجاست آن مردی که همة جوانیاش را به پای آرمانهای تو، به پای سربلندی و سرافرازی تو ریخت؟ کجاست آن بهترین دوست ارد بزرگ و خردمندان و ریش سفیدان ؟ کجاست آن مردی که قلبش تنها به عشق آزادی تو میطپید و میگفت: "ما برای آزادی میرزمیم. برای من زیستن در زیر چتر بردگی بدترین نوع زندگی است. اگر آزادی ما بر باد رفت، اگر غرور ملی ما شکسته شد، زندگی برای من کوچکترین لذت و ارزشی نخواهد داشت." او کجاست ای وطن؟ مسعود! کاش به همه گفته بودی که با تو چه کردند. دشمنان را میدانیم. کاش به همه گفته بودی که «دوستان» با تو چه کردند. هموطنان، همسایگان با تو چه کردند و آنان که با تو دست پیوند و دوستی داده بودند. افسوس که تو تا زنده بودی جز به راز سخن نگفتی. ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۲۴ تير ۱۳۸۹ توسط بهروز سلوكي
| نظرات (0)
رهايي و آزادي ، برآيند پرستش خرد است و دانايي . ارد بزرگ به نتيجه رسيدن امور مهم، اغلب به انجام يافتن يا نيافتن امري به ظاهر كوچك بستگي دارد. چارديني آن كه خود را به امور كوچك سرگرم ميكند چه بسا كه تواناي كاهاي بزرگ را ندارد. لاروشفوكو پيامد دانايي ، پذيرفتن بار ساماندهي ديگران است . ارد بزرگ اگر طالب زندگي سالم و بالندگيرو ميباشيم بايد به حقيقت عشق بورزيم. اسكات پك زندگي بسيار مسحور كننده است فقط بايد با عينك مناسبي به آن نگريست. دوما اميدي به آينده دانايي كه چشم به دهان نادان ها دارد نمي رود . ارد بزرگ دوست داشتن انسانها به معناي دوست داشتن خود به اندازه ديگري است. اسكات پك ما ديگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پيمودهايم ميتوانيم هدايت كنيم. اسكات پك روان ، همواره تشنه پرواز و بالا بردن خواسته هاي آدمي است ، اين همان ريشه بالندگي آدمي ست . ارد بزرگ هنر كليد فهم زندگي است. اسكار وايله تغيير دهندگان اثرگذار در جهان كساني هستند كه بر خلاف جريان شنا ميكنند. والترنيس اهل بازار ، پرواز نمي كنند و پرنده هم نمي بينند . ارد بزرگ اگر زيبايي را آواز سر دهي، حتي در تنهايي بيابان، گوش شنوا خواهي يافت. جبران خليل جبران روند رشد، پيچيده و پر زحمت است و در درازاي عمر ادامه دارد. اسكات پك براي آنكه پرواز كني ، پيكر خويش را به حال خود رها مكن . ارد بزرگ در جستجوي نور باش، نور را مييابي. آرنت براي آن كه كاري امكانپذير گردد ديدگان ديگري لازم است، ديدگاني نو. يونك آرزوهاي خويش را ارزشمند بدان كه ناي پروازت به سوي آرمانهاست . ارد بزرگ شب آنگاه زيباست كه نور را باور داشته باشيم. دوروستان آدمي ساخته افكار خويش است فردا همان خواهد شد كه امروز ميانديشيده است. مترلينگ كارآفرين ، زندگي آفرين است پس آفريني جاودانه بر او . ارد بزرگ اگر دريچههاي ادراك شسته بودند، انسان همه چيز را همان گونه كه هست ميديد: بيانتها. بليك برده يك ارباب دارد اما جاهطلب به تعداد افرادي كه به او كمك ميكنند. بردير فرانسوي آزاده ، انسان گوشه نشين و رها از غم آدميان نيست . آزاده زندگي اش را ، به هم ميهنان خويش ارزاني داشته و براي سرفرازي ميهن كوشش مي كند . ارد بزرگ هيچ وقت به گمان اين كه وقت داريد ننشينيد. زيرا در عمل خواهيد ديد كه هميشه وقت كم و كوتاه است. فرانكلين نبايد از خسته بودن خود شرمنده باشي بلكه فقط بايد سعي كني خسته آور نباشي. هيلزهام پندار هاي پاك در دل و روان آزادگان آشيانه دارد . ارد بزرگ هر قدر به طبيعت نزديك شوي، زندگاني شايستهتري را پيدا ميكني. نيما يوشيج اگر زماني دراز به اعماق نگاه كني آنگاه اعماق هم به درون تو نظر مياندازند. نيچه آزادگان ميهن پرست در مرداب خودستايي فرو نمي روند . ارد بزرگ زيبائي در فرا رفتن از روزمرهگيهاست. ورنر هفته براي كسي كه شگفتزدهي خود نيست معجزهاي وجود ندارد. اشنباخ جشن هاي بزرگ انگيزه افزايش باروري و پويايي آدميان مي گردد . ارد بزرگ تفكر در باب خوشبختي، عشق، آزادي، عدالت، خوبي و بدي، تفكر درباره پرسشهايي كه بنياد هستي ما را دگرگون ميكند. ادگارمون "عقلانيت باز" آن عقلانيتي است كه فراموش نميكند كه "يكي" در "چند" است و "چند" در "يكي". ادگارمون اگر بهار طبيعت را بيدار مي كند ، نوروز نيز آدميان را دوباره بيدار و شاداب و اميدور مي سازد . ارد بزرگ آرامش، زن دلانگيزي است كه در نزديكي دانايي منزل دارد. اپيكارموس هيچ چيز در زير خورشيد زيباتر از بودن در زير خورشيد نيست. باخمن نجابت برجسته ترين خوي ايرانيان است . ارد بزرگ تنها آرامش و سكوت سرچشمه نيروي لايزال است. داستايوفسكي علت هر شكستي، عمل كردن بدون فكر است. الكسمكنزي آغاز اُرُد ، پايان كسي نيست . آغاز ارد ، بهار انديشه يي ست كه به آن وابسته است ، آن را خزان و زمستان نيست ، چون ميوه باغي ست در كام اُرُد هاي ديگر ... . ارد بزرگ من تنها يك چيز ميدانم و آن اين كه هيچ نميدانم. سقراط دانستن كافي نيست، بايد به دانسته خود عمل كنيد. ناپلئون هيل ايران بهشت ماست ، ايران تنها بهانه بودن است . ارد بزرگ تپهاي وجود ندارد كه داراي سراشيبي نباشد! ضربالمثل ولزي خداوند، روي خطوط كج و معوج، راست و مستقيم مينويسد. برزيلي ادامه مطلب... نوشته شده در تاريخ ۲۴ تير ۱۳۸۹ توسط بهروز سلوكي
| نظرات (0)
همیشه بدنبال تمایز دیدگاه مردم خودمان ( بستر فرهنگی ایران از کشمیر تا مدیترانه ) با مردم شرق و غرب بودم .
تا رسیدم به مطلبی از دکتر محمد مسعود تاجیک که : (( در واقع متفکرین جوامع مانند کانون تجمع نور یک ذره بین هستند . با شناخت آنها می توان به هزاران طول موج انعکاس یافته از فرهنگ ملل دست یافت . بطور مثال شناخت درست و اندیشمندانه فلسفه ماکیاول در غرب می تواند ما را به چرایی استعمارگری و همچنین بدخویی غرب رهنمون سازد . شناخت درست عقاید فرانتس فانون می تواند بسیاری از مجهولات در آفریقا و بخصوص سرزمین الجزایر را به ما نشان دهد . شناخت درست سیدقطب در مصر می تواند بخش بسیار بزرگی از عقاید مذهبی مردم مصر را برای ما روشن و آشکار سازد . شناخت درست تاگور فیلسوف هند می تواند ما را با روح حاکم بر این کشور آشنا سازد... )) دکتر محمد مسعود تاجیک کلید را به من دادند ! . از این رو " کنفوسیوس " را از شرق انتخاب کردم و از غرب " وین دایر " و از منطقه خودمان هم متفکری جز " ارد بزرگ " مقبول نظرم قرار نگرفت . حالا در این مجموعه از هر یک 72 جمله انتخاب کرده ام . فکر می کنم با قیاس آنها به نکات ارزشمندی می توان دست یافت . خوشحال می شوم نظر شما مخاطب محترم را نیز بدانم . از همه شما سپاسگزارم . امین ساجدی
|
|